سلام به دوستان خوبم
بزارید با این بیت شوروع کنم
دل من از نژاد عشقه از تو ترانه لبریز یه دنیا غم توی صدامه متل سکوت تلخ پاییز
اره روزای تلخ پاییز .روزایی که ما بی ناصر شدیم .بی یاور شدیم .بخدا دلم تنگ شده برای ناصر ولی خودمو به یه راه دیگه می زنم .می دونید این تصویر پایین چیه ؟پوستر ناصر که اولین یادگاریش رو برای من روی این نوشت . وقتی این عکس رو می ببینم آتیش می گیرم .دست نوشته هاش باشه وخودش نباشه
مگه میشه ؟باخودم میگم خدا گل ور چینه وگلای قشنگش رو می چینه .یکی از اون گلاهم ناصربود.من خیلی خوب نمی نویسم ولی فقط حرف دلم رو می زنم .ناصر
زنده است زنده ی زنده ولی...

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 14:22  توسط علیرضا
|
خسته از دنیا
در میان همه کشور ها تا جیکستان را خیلی دوست داشت .از قضا مردمان این کشور هم برای او وکنسرتش سنگ تمام گذاشتند.ولی همیشه برای آسایش جزیزه کیش را ترجیح می داد.در این اواخر از کنسرتی ۲سال پیش در قزوین برگزار کردکه به عنوان بهترین آن یاد می کرد هر چند نمی توان کنسرت تهران در سال ۸۱ودر منطقه نیاوران را به این سادگی ها به فراموشی سپرد!اگر می خواست کاری را انجام دهدکمتر کسی جلودارش بودواگر هم نمی خواست همین طور...ولی این هم راهکار داشت وغالبا محبت او دراین مورد شامل حال من می شد.ولی هم واره ((غمی ))او را می آزردهمیشه در عین شادی می توانستم حال وهوای دغدغه باری را در ته قلبش جستجو کنم .غمی ازاین دنیا از هر چه زیبایی واز هرچه قیل وقال... واو رفت رفتنی که در نهایت بی باوری باوری از خودش را برجای گزارده وقتی همه چیز را کنار هم میگذارم وبرگ دفتر خاطراتمان را جستجو می کنم این گونه رفتنش را باور می کنم .او جور دیگری رفت ...
روحش شاد

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 16:41  توسط علیرضا
|
باسلام به شما خوبان . من در اخرین پست گفتگوی خواهر خوبم مینا
جان با مهرداد نصرتی رو گذاشته بودم .که انگار یکی از دوستان
اعتراض داشتند و... . من از همین جا از همه ی شما خوبان بخصوص
خواهر خوبم مینا جان عذر خواهی می کنم وانشالله که منو
ببخشن .وهمین طور اون اقا
البته من در پایین این پست نوشته بودم
منبا:وبلاگ هوادارن ناصریا
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 13:4  توسط علیرضا
|