به نام عالی دوست که هر چه داریم از اوست
سلام به شما خوبان .انشالله که خوب وخوش باشید .
داریم نزدیک میشیم به روزهایی که طعم تلخي را، برای همه داشت . داریم به روزهایی نزدیک میشیم که نازنین مردی از بین ما رفت.داریم نزدیک میشیم به روز هایی که با رفتن او خیلی تنها شدیم .تنها شدیم تا یه بغض توی گلوهامون بمونه وهیچ وقت نشکنه .داریم نزدیک میشیم به روز هایی که دست به دعا گرفته بودیم تا خدایی نکرده او برایش مشکلی پیش نیاید . ونزدیک میشیم به روزهایی که شاید سرنوشت زندگیهایمان را تغییر داد.
باور می کردیم که به ناصر بگوییم مرحوم ناصر عبداللهی یا شادروان ناصر عبداللهی .هیچکس باور نداشت .به قول اهورا ایمان:(( 36 سالگی که وقت رفتن نیست. )).
اما به هر حال رفتی و عالمی را اندوهگین تر از همیشه کردی . چشمهای زیبایت را بستی و رفتی تا به ارامش حقیقی برسی .
حالا نیستی و ترانه مهر علی وزهرا را پخش می کنند تا داغ ما بیشتر شود . حالا می گویند مرحوم ناصر عبداللهی تا اتش بگیریم و هیچوت خاموش نشویم .خدایا این چه دنیایی است .چرا ما باید اینجوری باشیم .یه عده ادم مرده پرست که وقتی ادما میمیرن براشون عزیز میشن .من این عزیز بودن رو نمی خوام .هیچوقت .
وحالا این قطعه شعر تقدیم به ناصر عزیز:
چشماتتو بستی و رفتی دلمو شکستی و رفتی
اشکامو دیدی افسوس عهد گستتی رفتی
نیستی چله نشینم بعد تو تنها ترینم
توی بیداری خوابم تو رو هر لحظه می بینم
